خدایا کفر نمی گویم ،

پریشانم ،

چه می خواهی تو از جانم ،

مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی ،

خداوندا تو مسئولی ،

خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است ،

چه رنجی می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است